همه چیز!!!!!!

چرا تحصیل می کنیم؟

چرا تحصیل می کنیم؟

تحصیل چیست؟

چرا ما به مدرسه می رویم،چرا موضوعات مختلفی را یاد می گیریم ،چرا امتحان می دهیم و چرا با دیگران برای کسب نمرات بهتر رقابت می کنیم؟این به اصطلاح تحصیل چه معنایی دارد و همه این تلاش ها برای چیست؟حقیقتا این سوال بسیار مهم است ،نه صرفا برای دانش آموزان،بلکه برای والدین،معلمین و برای هر فردی که به این زمین عشق می ورزد.چرا ما درگیر تلاش برای کسب تحصیل می شویم؟آیا تنها به منظور گذراندن چند امتحان و یافتن شغل است؟یا اینکه عملکرد تحصیل آماده ساختن ما در سنین جوانی برای درک کل فرایند زندگی است؟داشتن شغل و امرار معاش،امری است ضروری،ام آیا به نظر شما هدف زندگی ما همین است؟آیا ما فقط برای این امر به تحصیل می پردازیم ؟یقینا زندگی صرفا یک شغل یا حرفه نیست.زندگی رازی است عظیم،قلمرویی پهناور که ما در آن به مثابه موجودات بشری عمل می کنیم.اگر ما صرفا خود را برای کسب امرار معاش آماده کنیم ،نکته کلی زندگی را از دست می دهیم و درک زندگی مهم تر است از صرف آماده کردن خود برای امتحانات و حاذق شدن در ریاضیات ،فیزیک یا هر چه که قصد داریم.

بنابراین چه ما معلم باشیم چه شاگرد،آیا اهمیت ندارد که از خود بپرسم چرا تحصیل می کنیم یا کرده ایم؟و زندگی حقیقتا چه معنایی دارد؟آیا زندگی چیز فوق العاده ای نیست؟پرندگان،گلها،درختان در حال رشد،بهشتها،ستارگان،رودخانه ها و ماهیهای در آن،همه اینها زندگی اند.زندگی،فقرا و ثروتمندان اند.زندگی نبرد مداوم بین افراد،نژاد ها و ملیتهاست.زندگی مراقبه است.زندگی همان چیزی است که ما آن را دین می نامیم.از سوی دیگر زندگی،گرایشات پنهان و زیرکانه ذهن نیز هست یعنی خصومتها،جاهطلبی ها،شورها،ترسها،استنتاجا و اضطرابات.زندگی همه اینها و بیش از اینها است.اما ما عموما خود را برای درک صرفا گوشه کوچکی از آن آماده می کنیم،ما امتحانت معینی را می گذرانیم،شغلی پیدا می کنیم،ازدواج می کنیم ،بچه دار می شویم و سپس هر چه بیشتر و بیشتر به ماشین شبیه می شویم و پر از ترس،اضطراب و وحشت از زنگی بجا می مانیم.نتیجتا آیا عملکرد تحصیل،کمک در جهت درک کل فرایند زندگی است یا اینکه صرفا ما را برای یک حرفه و برای یافتن بهترین شغل ممکن،یاری می کند؟

زمانی که رشد کرده و برای خود زن یا مردی بالغ می شویم،چه اتفاقی رخ خواهد داد آیا تا به حال از خود پرسیده اید که وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کار کنید،به احتمال قوی ،ازدواج خواهید کرد و قبل از آنکه بدانید کجایید . که هستید ،مادر یا پدر خواهید شو و پس از آن اسیر شغل و یا آشپزخانه تنان خواهید بود به تدریج در آنها خواهید پوسید،اگر شک دارید به بزرگترهای خودتان نگاهی بیندازید.آیا این همه آن چیزی است که قرار است زندگیتان باشد؟

 مطمئنا تا زمانی که تحصیل در درک گستره پهناور زندگی با تمامی نکات ظریف و زیبایی خارق العاده اش،اندوه و شادیهایش،کمکی به شما نکند،معنا و ارزشی ندارد.امکان دارد شما به درجاتی نائل آمده و یک سری القاب نیز،پس از اسمتان بیاید و در ضمن شغل خوبی هم داشته باشید،اما بعد چه؟؟؟چه طرفی از کل اینه می بندید،وقتی که ذهنتان را این چنین گنگ،کودن،خسته و بیزار و نادان می کنند؟بنابرایت آیا نباید مادامی که جوان هستیم،جستجو کنیم و دریابیم که حقیقتا معنای زندگی چیست؟ آیا عملکرد تحصیل این نیست که در شما هوش را پرورش دهد،هوشی که یابنده تمامی پاسخ به این سوالت خواهد بود؟آیا می دانید(هوش)چیست؟مسلما هوش،ظرفیتی است برای رها اندیشیدن،بدون ترس و بدو کلیشه.بدینگونه شما قادرید خود،کشف کنید که واقعیت و حقیقت چیست.اما اگر بتسید،هرگز انسان هوشیاری نخواهید بود.هر شکل از جاه طلبی چه معنوی و چه مادی منجر به اضطراب و ترس خواهد شد.

چرا درس میخوانیم ؟

قبل از همه چیز برای یک جوان مسلمان ادب و اخلاق دراولویت است . اگر ما هر قدر علم داشته باشیم

 و از مشهورترین دانشگاه جهان هم فراغت حاصل کنیم ، اما گفتار ورفتار اجتماعی ما با مردم ، با هم

 کلاسها وخانواده مان خوب نباشد طوریکه آنها ازما شکایت داشته باشند ، در آن صورت خداوند متعال

  نیز از ما ناراضی خواهد بود ، پیامبران الهی ازبیرون ووجدان ما ازدرون همیشه روی ارزشمندی و

  اهمیت  اخلاق  مارا راهنمایی می فرمایند . چنانچه همیشه تعلیم وتربیه به عنوان دوبال پرواز برای   

  تکامل انسان مطرح بوده است وهدف از تعلیم هم یقینا همان ادب واخلاق است ، پس شما شاید این

 سوال را بپرسید که اگر ما علم نداشته باشیم چگونه میتوانیم اخلاق را حاصل کنیم؟  

 در قدم نخست باید فهمید که هدف از علم چیست ؟ هدف از تعلیم رسیدن به ارزشهای معنوی ، آشنای

  با حقوق انسانی و نزدیک شدن به خداوند متعال می باشد . ما علم می اموزیم تا از دین خود معلومات

  حاصل کنیم ،ماعلم می آموزیم تا رضایت خالق خودرا حاصل نماییم، ما علم میاموزیم تا خود را از آتش

 جهنم نجات دهیم ، ای بسا تحصیل کرده گان که ازین ارزشها بدور است ، وعلم حجاب زندگی آنان است .

 

 

ترک تحصیل، چرا و به چه علت؟

تحقیقات نشان داده است که بنیه‌ی علمی اولیه و دل مشغولی اولیه به تحصیل در دوره دبستان و راهنمایی، به پیش‌بینی ترک تحصیل در دبیرستان کمک می‌کنند. شناخت علل ترک تحصیل مثل دیگر مسائل پیشرفت تحصیلی هنوز هم به دلیل این که متاثر از عوامل ریشه‌ای و ماهوی چون خود دانش آموز، خانواده، مدرسه و جامعه‌ای است که محصل در آن زندگی می‌کند، جزء مسائل دشوار محسوب می‌شود.

مطابق تحقیق انجام شده، دانش آموزان دلایل متفاوتی را برای ترک تحصیل بیان داشته‌اند: دلایل مربوط به مدرسه ۷۷ درصد، دلایل خانوادگی ۳۴ درصد، دلایل کاری ۳۲ درصد (برکتولد و همکاران، ۱۹۹۸)

خاص ترین دلایل هم: عدم علاقه به مدرسه ۴۶ درصد، مردودی ۳۹ درصد، عدم ارتباط خوب با معلم ۲۹ درصد، پیدا کردن کار ۲۷ درصد بودند. اما این دلایل همه` آن چه را که باعث ترک تحصیل دانش آموزان می‌شود، بیان نمی‌کنند، به ویژه علل و عواملی را که از قبل بر رفتار و تمایلات دانش آموزان تاثیر گذاشته و باعث شده‌اند که تصمیم به ترک مدرسه بگیرند.

عوامل مؤثر در ترک تحصیل

جنبه فردی:

بخش عمده‌ای از تحقیقات تجربی موید این نکته‌اند که یکی از مهم ترین عناصرجابه جایی دانش آموز است: چه جابه جایی محل اقامت (تغییر محل سکونت ) و چه جابه جایی تحصیلی (تغییر مدرسه)، خطر ترک تحصیل را افزایش می‌دهد. ( آستن و مک لاناهان ۱۹۹۴) تحقیقات نشان می‌دهد اکثر دانش‌آموزانی که از دبیرستان جدا شده‌اند، حداقل یک بار قبل از انصراف، جابه جا شده بودند. در حالی که اکثر آن‌هایی که فارغ التحصیل شده بودند، این کار را نکرده‌اند (رامبرگر ۱۹۹۸.) عامل دیگر، پیشرفت تحصیلی است. تحقیقات زیادی نشان داده اند که بنیه علمی‌ضعیف، محرکی قوی برای ترک تحصیل بوده است( لارسن ۱۹۹۸.) هم چنین مشخص شده است که حتی بعد از کنترل ( به دلیل مشکلات تحصیلی و سوابق دانش آموزان ) و بهبود بنیه دانش آموزان، باز هم نتوانسته‌اند از ترک تحصیل آنان جلوگیری کنند.

تحقیقات نشان داده است که بنیه` علمی‌اولیه و دل مشغولی اولیه به تحصیل در دوره دبستان و راهنمایی، به پیش بینی ترک تحصیل در دبیرستان کمک می‌کنند. رودریک (۱۹۹۳) در تحقیقی نشان داد که تفاوت در نمرات علمی‌ از ابتدای سال چهارم شروع می‌شودو قبل از ترک مدرسه، وضعیت نامطلوب نمرات دانش آموزان مشخص می‌گردد. یکی دیگر از عواملی که توجه زیادی را به خود جلب کرده است مردودی است. برخی تحقیقات اخیر نشان داده است که مردودی، تاثیرات زیادی بر کیفیت تحصیلی می‌گذارد. (الکساندر۱۹۹۴)، تمام مطالعات تجربی انجام شده موید این است که مردودی حتی در سطوح پایین تر تحصیلی به طرز محسوسی بر تمایل به ترک تحصیل تاثیر گذار است. ( گلداسمیت و وانگ ۱۹۹۹)

جنبه اجتماعی:

الف) عوامل خانوادگی: بیشتر تحقیقات معطوف به ویژگی‌های ساختاری خانواده‌ها از قبیل وضعیت اقتصادی - اجتماعی است. وضعیت اقتصادی - اجتماعی که با سطح سواد و درآمد والدین سنجیده می‌شود، عامل مهمی‌در پیش بینی موفقیت تحصیلی و رفتار ترک تحصیل است. این تحقیقات نشان داد دانش آموزانی که تنها یک سرپرست دارند یا تحت تکفل پدر یا مادر ناتنی‌اند، بیشتر از دانشآموزانی که دارای دو سرپرست (پدر و مادر واقعی‌اند) ترک تحصیل می‌کنند. تا کنون تحقیقات کمی‌در جهت شناخت مسائلی که در آن ساختار خانواده باعث ترک تحصیل می‌شود، انجام شده است. طبق نظریه سرمایه گذاری، والدین بر اساس اهداف و محدودیت‌شان درباره مقدار زمان و منابعی که برای فرزندشان صرف می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و این مسأله می‌تواند بر تمایل بچه‌ها به تحصیل و کسب مهارت‌های علمی‌آن‌ها تاثیر بگذارد.(هاو من، ولف، ۱۹۹۴) سرمایه انسانی )سطح سواد والدین ) وسرمایه مالی ( در آمد والدین) نمی‌توانند عوامل کافی برای پیدا کردن ارتباط بین زمینه` خانوادگی و موفقیت تحصیلی باشند.
توانایی اجتماعی که منظور از آن رابطه‌ای است که والدین با فرزندانشان، خانواده‌های دیگر و مدرسه دارند، مستقل از تاثیر سرمایه انسانی - مالی می‌تواند بر موفقیت تحصیلی تاثیر بگذارد (کلمن ۱۹۸۸.) دانش آموزانی که والدینشان فعالیت‌های آن‌ها را تنظیم می‌کنند، از آنان حمایت معنوی می‌کنند، آنها را به تصمیم‌گیری‌های مستقل تشویق می‌کنند و در مسائلشان خود را درگیر می‌نمایند، احتمال ترک تحصیل‌شان کمتر است. ( آستن و مک لاناهان ۱۹۹۱۱

(ب) عوامل مدرسه‌ای: در این زمینه چهار ویژگی مدرسه دخیل اند: ترکیب دانش آموز، امکانات مدرسه، مشخصه‌های ساختاری مدرسه و فرآیندها و شیوه‌های مدرسه

امکانات مدرسه: یکی از تحقیقات نشان داد هر چه دانش آموزان معلم‌ها را بهتر درک کنند، نرخ ترک تحصیل پایین می‌آید.
ساختار مدرسه: تحقیقات موید آن هستند که اندازه مدرسه و عمومی‌یا خصوصی بودن آن، بر ترک تحصیل تاثیر می‌گذاردد.
شیوه‌ها و خط مشی‌های مدرسه: تحقیقات نشان می‌دهند که مدرسه برد به روش بر انصراف دانش آموزان از تحصیل تاثیر می‌گذارد. یک راه به طور غیر مستقیم و از طریق خط مشی‌های عمومی‌و اموری است که برای بهبود بهره‌وری کل مدرسه طراحی شده است. این خط مشی‌ها و امور کاری و سایر مشخصه‌های مدرسه می‌توانند منجر به انصراف داوطلبانه دانش آموزان شود.
راه دیگر، خط مشی‌های صریح و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه است. این قوانین می‌توانند در ارتباط با مواردی مثل کسب نمرات پایین، غیبت زیاد، بی انضباطی و.... باشند که منجر به اخراج، بلاتکلیفی و تعویض اجباری مدرسه می‌شوند.
گروه همسالان: نبود امکانات، فقر مالی، شرایط سکونت و فراهم کردن کار و اشتغال بعد از اتمام تحصیلات و... پیشرفت بچه‌ها و بزرگسالان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و احتمال این که این گونه افراد ترک تحصیل کنند، بیشتر است.

نتیجه‌گیری

ترک تحصیل روندی است که به مرور زمان شکل می‌گیرد. از این دیدگاه، علایم خطر برای دانش‌آموزانی که در معرض ترک تحصیل قرار دارند، از سال‌های دبستان به چشم می‌خورد که زمان زیادی را برای مداخله عوامل فراهم می‌آورد. افراد ترک تحصیل کرده که دوباره به مدرسه بر می‌گردند، معمولا تحصیلات دبیرستان خود را از طریق یکی از روش‌های جایگزین به پایان می‌رسانند. در ده سال گذشته شمار دانش آموزانی که با این روش‌ها دبیرستان را تمام کرده‌اند، افزایش یافته است. این روند در آینده به سبب مردودی و افزایش امتحانات خروجی دبیرستان‌ها سرعت خواهد گرفت.

ترک تحصیل تنها به دلیل ضعف تحصیلی دانش آموزان نیست بلکه بیشتر از مشکلات اجتماعی و تحصیلی در مدارس ناشی می‌شود و عواملی چون ضعف امکانات خانواده‌ها، مدارس و جوامع بر این مشکلات می‌افزایند.

مفهوم تحصیل در اصل این نیست که ما به سر کلاسی رفته و هر چه معلم ها گفته اند رو فرا بگیریم و مدرکی داشته باشیم اصل تحصیل یعنی فرا گیری و یاد گیری برای خود ماست تا سطح دانش و و علم ما افزایش پیدا کند که این باعث میشه سطح شعور و درک ما بالا تر رود و جایگاه و ارزش ما رو اولد نزد خود بعد خدا و دیگر موجودات بالا تر میبرد تحصیل برای هیچ انسانی پایانی ندارد تا مادامی که زنده هستیم نباید تحصیل در هیچ زمینه ای رو کنار گذاشت .