خرمشهر در جنگ تحمیلی

اشغال و آزادی خرمشهریکی ازفصول افتخارآمیز جنگ تحمیلی است هرچند چگونگی اشغال آن نیزبه تنهایی، خود فصلی بیادماندنی ازاین جنگ محسوب می‏شود . قبل ازهرچیز باید یادآوری کرد که این اولین بارنبوده که خرمشهر اشغال می‏شد درسال 1254 هجری قمری ، عثمانی ‏ها خرمشهر را اشغال کردند که بیش ازسه سال این وضعیت به طول انجامید وسرانجام باپیمان ارزنه الروم که درآن دورقیب بزرگ آنرمان ،روس وانگلیس ،دخالت داشتند ، شهر تخلیه شد .

درسال 1273 هجری قمری نیزانگلستان خرمشهررا مورد تاخت و تاز قرارداد و تا اهواز پیش رفت که بامیانجگری فرانسه، ضمن قرارداد صلحی درپاریس ،قضایا حل وفصل گردید .

درشهریور1320 هجری شمسی ،ضمن جنگ دوم جهانی ، باردیگرانگلیسی ها خرمشهر را به اشغال دراوردند که جهت کمک رسانی به روسها ، مورد استفاده منتفقین قرارگرفت . این بارنیزآزادی خرمشهر پس ازپایان جنگ دوم جهانی ودرشرایط تضعیف امپریالیسم فرتوت انگلیس وجانشینی امپریالیسم قدرتمند آمریکا حاصل گردید .
درآغاز جنگ 8 ساله ایران وعراق باردیگرخرمشهراشغال شد . درروزچهارم آبان 1359 مسجد جامع . آخرین پایگاه ومرکز مقاومت شهریه اشغال متجاوزین بعثی درامدواین بمعنای آن بودکه خرمشهرسقوط کرده است .
اما این بار، درسایه انقلاب اسلامی ،هم چگونگی اشغال وهم آزادی خرمشهربکلی متفاوت است . دراین اشغال ، خرمشهربه برکت مقاومت جانانه مردمی ،لقمه‏ای گلوگیر برای دشمن شد ومانع پیروزی بموقع آن گردیدوازدستیابی به اهداف اساسی تهاجم تجاوزکارانه اش جلوگیری کرد . پایمردی مدافعان انقلاب اسلامی دشمن رابیشترازیک ماه درآستانه دروازه شهرمتوقف کرد واوراچنان ازنفس انداخت که باتصرف شهرنیز نتوانست پیشرویهای ناقص انجام شده رابه پیروزی قطعی تبدیل کند .
نکته مهم دیگرچگونگی آزادی خرمشهراست که برای اولین بار ،نه بدلیل شرائط جهانی ورقابت قدرتهای بزرگ بلکه با سلحشوری وتوانمندی نیروهای اسلام (درنبرد بزرگ بیت المقدس ) حاصل شد . واین وجه تمایز ، همان چیزی است که به خرمشهر هویت تازه‏ای بخشید ونام این شهررادرکنارواژه‏های جهاد وحماسه وایثار وشهادت جاویدان کرد.
خرمشهر نه تنها بدلیل آنکه بخشی ازخاک مقدس ایران اسلامی است بلکه به این دلیل که صحنه‏ای برای ظهور ایمان واعتقاد ودلاوریها وشهادتهای رزمندگان گمنام اسلام وسربازان وسرداران بی‏نام ونشان جمهوری اسلامی است ، درخورآنست که چگونگی اشغال وآزادی آن هرچه روشن‏ترودقیق تر ، درتاریخ انقلاب اسلامی بماند . نوشته حاضرنیزکوششی است دراین راه .
چراخرمشهرمقاوم بود ؟ چه عواملی باعث شد که شهرباتسلیم طلبی وبی‏تفاوتی بیگانه باشد ؟ چگونه خرمشهر پایگاه عمده مقاومت اسلامی تبدیل شدوزمینه سازی چنین وضعیتی درشهرچگونه وتوسط چه نیروهایی بوده است ؟ بعلاوه دخالت ها ، اخلال وخرابکاری عراق درخوزستان ازجمله درخرمشهرتوسط عناصروابسته اش نیزقابل توجه وبررسی است ودرمقاطع مختلف ، عراق درحوادث سیاسی شهرنقشی عمده داشته است .
مسائل فوق ایجاب میکند که دربررسی مقاومت بزرگ خرمشهر،سوابق مسئله نیزباید بدقت بررسی شود . بنابراین می‏توان گفت شروع هرگونه بحث پیرامون مقاومت خرمشهر بازمیگردد به چگونگی شکل گیری جناح بندیهای سیاسی ومبارزاتی شهرقبل ازجنگ وسرانجام آن که مشخص شود چگونه محیط وزمینه برای ایجاد حماسه مقاومت آماده شد .
توضیع اجمالی اینکه قبل ازجنگ دوجریان مبارزاتی مذهبی وقومی درخرمشهروجودداشته که اولی تحت تاثیرقیام 15 خرداد وپیامدهای آن پدیدارشده است و پیدایش دومی به سالهای 61 – 1960 ،همزمان بارشد وگسترش ناصریسم درمیان اعراب ونیز اوج گیری مبارزات استقلال طلبانه ناسیونالیستی جهان سوم ، بازمیگردد . البته جریان دوم که با داعیه جاهلی عربیت وقومیت مبارزه راشروع کرده بود، درادامه تنها نقش سرویس اطلاعاتی وستون پنجم عراق برایش باقی ماند وشاید بکاربردن عبارت “جریان مبارزاتی“ برای آن مستلزم نوعی مسامحه باشد . لکن بهرحال این جریان با قوت هاوآثارخاص خود وجودداشته ودرصورت فقدان نیروهای مذهبی انقلابی درخرمشهر، می‏توانست به یک معضل اساسی دراین منطقه حساس تسهیل شود . ازاینرو دراولین بخش ازمجموعه مقالات حاضر،مختصراْ به حضورایندو جریان درخرمشهر، قبل وبعد ازپیروزی انقلاب پرداخته شده وچگونگی تقابل آنها وسرانجام آن که الواقع می‏توان آنرا مرحله ای ازجنگ رژیم بعثی عراق باانقلاب اسلامی محسوب کرد، بازگومی‏گردد .

نگاهی به هویت وسرانجام جریان های سیاسی درخرمشهر
1 – خلاصه وضعیت نیروهای مبارزشهر ، قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی درسال 1961 تحت تاثیر حرکت ناسیونالیستی استقلال طلبانه ،که درآن زمان اوج خاصی یافته بود ، وبخصوص متاثر ازاقدامات وشخصیت جمال عبدالناصر ، تشکل هائی مبتنی بر ناصریسم شکل گرفت . ازآن جمله تشکلی است که مدتی بعد تحت عنوان جبهه التحریحر درخوزستان ایجاد گردید .
درشرایطی که سالها ازسرکوب حرکت شیخ خزعل درخوزستان می‏گذشت ، تاسیس سازمانی بااتکاء به قومیت عربی آنهم باشعارهای “مترقیانه “ وبااتخاذ مشی مبارزه با رژیم وابسته شاه ، مورد توجه قرارگرفت وتوانست درمیان جوانان عرب زبان پایگاه مناسبی پیدا کند .
این سازمان توسط عراق ایجاد شده بود وهمین ارتباط ووابستگی ،بزودی آنرابه گروهی صرفا مزدورروآلتی برای اجرای سیاست ها ومطامع رژیم عراق مبدل ساخت . ازاینرو وقتی ساواک به سرکوب وقلع وقمع آنان موفق گردید ، ماجرا بعنوان جنگ قدرت دو نیروی ضدانقلابی که به نفع یک طرف ختم شده ، پایان پذیرفت واین سازمان نتوانست موجد یک حرکت اصیل باشد وبصورت یک جریان پایدارپذیرفت واین سازمان نتوانست موجد یک حرکت اصیل باشدوبصورت یک جریان پایدارروزاینده ، باقی بماند . پس ازدستگیری و اعدام برخی ازسران جبهه ، سایرین متواری شدند وبعضا در کشورهای لیبی وسوریه وعراق مراکزی جهت ادامه فعالیت ایجاد کردند . رژیم عراق که پس ازحاکمیت حزب بعث همواره ، آشکارا ، تمایلات تجاوز وکارانه ای نسبت به منطقه بسیارباارزش (سیاسی . اقتصادی ) خوزستان ازخودشان میداد ، ازاین جریان بصورت یک سرویس اطلاعاتی که بعضا به اقدامات خرابکارانه‏ای نیزدست میزد ، همچنان استفاده می‏نمود وآنرا تقویت وحمایت میکرد .
پس ازتوافق 1975 الجزایر ، رژیم بعث تعدادی ازعناصر این جبهه رابه رژیم شاه تحویل دادکه برخی اعدام شدند وبرخی به زندانهای طویل المدت محکوم گردیدند . بااین وجود ، عراق همچنان بنوعی برای حفظ وبقای چنین جریانی تلاش میکرد . تابتواند درموقع مقتضی ، درجهت اهداف یادشده ازآن استفاده کند .
ازسوی دیگررژیم شاه ازکمک های اطلاعاتی سیا وموساد سود میبرد ، نسبت به حرکت های عراق مشکوک بود . تحلیل ساواک درباره اوضاع وشرائط آنروزها چنین است :
باتوجه به اینکه دولت بعثی عراق همیشه درصدد اتحادبین اعراب خوزستان (باخود ) می‏باشد ، روابط حسنه فعلی (بعدازانعقاد قرارداد 1975 ) درتصمیم آنهاهیچگونه خللی وارد نمی‏‏آورد ونباید تصورنمود که درحال حاضر که فعالیت های جبهه درداخل کشورتاحدوی نقصان پیدا نموده ، درآینده نیزبه همین منوال خواهدماند . زیرابه احتمال قوی ، دولت بعثی عراق فعلا به اعضاء جبهه دستورداده که درحالت سربازگیری باشند تادرموقعیت مناسب که نیاز به فعالیت مجدد باشد ، باشدت بیشتری فعالیت خود رادنبال نمایند . (اسناد ساواک مورخه 18 / 5 55 )
درواقع بخلاف روند روبه بهبود روابط فیما بین ایران وعراق ، رژیم بعثی ازاهداف درازمدت خود درباره خوزستان دست برنداشته وبادرنظرگرفتن عرب زبان بودن بخشی ازمردم این منطقه بعنوان زمینه مناسبی برای ادعاها وطرح و اجرای تمالیات تجاوزکارانه اش ، درپی اقدامات وفرصت مناسب بود .
فقدان زمینه مساعد فعالیت درداخل باعث شد که برای تداوم این جریان ، به هرنحو ممکن ودرهرسطح ، فعالیتهائی رادرخارج ترتیب بدهد . کشورهائی نظیر کویت ، که حضورکارگران عرب زبان خوزستانی درآن می‏توانست زمینه مناسبی برای ایجاد تشکیلات ، عضو گیری و …. فراهم آورده برای این منظوردرنظرگرفته شد .

درباره چگونگی فعالیت عراق دراین رابطه خطوط کلی اجرائی کار، ازیک سند ساواک می‏توان استفاده نمود که ذیلا به آن اشاره میشود . این سند گزارش یک منبع ساواک ازیک جلسه درکویت است : اعضاء حاضردراین جلسه بایستی سعی کنند کلیه افراد خوزستانی مقیم کویت رامتشکل سازند و بعد آنها راباسخنرانی و مطالعه کتاب مربوط به خوزستان وغیره سطح وفکرآنها رابالاببرندتادرآینده مبارزات نتیجه بخش را انجام دهند وبایستی این تشکیلات به حزب بعث عراق وابسته باشد تادولت عراق بتواند به آنها کمک (کند) وازهم اکنون بایستی اعضاء حاضروسه نفردیگربه اسامی عبده الامیرسباتی وجادرخوما وبی‏وصالح اسدی زاده باعنوان جمله بعثی امته عربیه واحده هفته ای یکبارجلساتی تشکیل وماهیانه گزارش تنظیم وداخل پاکت گذارد وتحویل سفارت عراق درکویت بدهند (اسناد ساواک مورخه 18/5/55 )
نظریه رفتارقبلی عراق (فی المثل تحویل عنصری ازجبهه التحریربه شاه ) وسازش آن رژیم با شاه درمورد مسائل فیمابین ، اینگونه تحرکات کمترمفید واقع میشد . سرکوب داخلی نیزمزیدبرعلت شده وبرسرگردانی وابهام عناصر مستعد جذب می‏افزود ازاینرو تلاش وسیعی برای توجیه وضعیت موجود لازم بودالبته انجام این تلاشها ازسوی عراق خودنشان می‏داد که خوزستان برای عمق یک هدف اساسی ودراستراتژی آن همچنان از جایگاه ویژه‏ای برخورداراست . درنمونه ای ازفعالیتهای توجیهی عراق که دراسناد ساواک آمده ، ابو قطبیه ازعناصر توجیه سیاسی حزب بعث درجلسه ای بااعضای جبهه التحریر درکویت، چنین می‏گوید :
دولت بعث عراق هیچگاه تعهدی درباره خوزستان به ایران نسپرده وبه همین لحاظ موضوع خوزستان راکه جزء یکی ازبندهای مرامنامه حزب بعث می‏باشد فراموش نخواهد کرد . ولی چون توافق مرزی بین رهبران ایران وعراق به عمل آمده لذا آنها موظفند به ایران موافقت نامه احترام بگذارند . (اسنادساواک 18 / 5 /55 )
پیداست که توجیهاتی نظیرآنچه ذکرشدبرای راه اندازی یک جریان قوی کافی نبود اما عراق نیز برطبق توافقات انجام شده ومشکلات سیاسی موجود ، محدودیتهایی داشت بنابراین ترجیح میداد اقدامات انجام شده درحد حفظ وبقای جریانی که درموقع مقتضی (فی المثل وزمانی که سیاست ابرقدرتها ایجاب کند وبابهرحال زمینه ای فراهم شود) بکارگرفته خواهد شد ، باقی بماند .
سقوط رژیم شاهنشاهی وپیروزی انقلاب اسلامی وبهم ریختگی طبیعی اوائل انقلاب ،سران رژیم عراق راترغیب کرد که امیال ومطامع خود رامجددا قابل طرح ببینند وحرکات قومی ومحلی جدیدی را، این بار علیه یک رژیم انقلابی، ساماندهی وتدارکات کنند . چگونگی ادامه جریان وشرح ماوقع درمبحث بعدی خواهدآمد امابدنیست همین جابه یک سند ستاد ارتش جمهوری اسلامی مورخه 27 / 1 57
اشاره شود ، که حاکی است : دفاترجبهه آزادیبخش خوزستان دربصره والغفاره افتتاح (شده) وشروع به ثبت نام نموده‏اند .

همانگونه که ذکرشددرکنارجریان فوق الذکر ، یک جریان مبارزاتی مذهبی و اسلامی وجودداشت که درآن مومنین منطقه ، اعم ازعرب وفارس شرکت داشتند .
این جریان به منبع ایجادنهضت سراسری مذهبی ناشی ازقیام 15 خرداد 42 درخرمشهر بوجود آمد . تحت تاثیر آن ، عده ای ازنیروهای مذهبی وعمدتا جوان شهربه فعالیتهایی دست زدند که به تشکل هائی منجرشد .
درخرمشهر تناسب بابافت اجتماعی ـ 80 عرب زبان بومی و20 غیربومی که سالها قبل به آنجا مهاجرت کرده بودند ـ روحانیت نیزبه دودسته مهاجروبومی قابل تقسیم بود . شیخ محمد طاهرآل شبیرخاقانی ، محورروحانیت بومی شهر، محسوب می‏گردید . وی درمیان عشایر عرب زبان ایران ونیزدربرخی کشورهای عربی مقلدینی داشت ودراینرابطه در حدمرجعیت ومطرح بود .
اما تجمع نیروهای فعال زمینی درمسجد امام صادق ، ازحدود سال 42 حول محورشیخ ،باعث شد شخصیت وی بعنوان روحانیت مبارز شهر،مطرح شود . درحالیکه وی بدلیل بینش خاص خودواینکه عملا خودراازامام ودیگرمراجع اعلم می‏دانست ونظرات خودرادرمسائل منطقه کلا برنظرات امام مقدم می‏شمرد و نیز بدلیل نوع برخورد بارژیم اتخاذ سطح نازل و راه مبارزه با آن نتوانست نیروهای فعال و پرشور مذهبی را بخوبی جذب و حفظ کند و رهبری آنانرا درامر مبارزه برعهده بگیرد . ازاین رو درسال بعد مبارزه نیروهای مذهبی خرمشهرکه مرتبا درحال گسترش بود ، دچار تشتت وپراکندگی شد . فقدان یک مرکزیت محلی قوی ومناسب ، اختلافاتی بین تجمعات مذهبی پدید آورد . دستگیریهای وضربات ساواک که به دلیل تحرکات عراق ، درمنطقه فعال بود نیزمزید برعلت شدونهایتا نیروهای مذهبی که دیگرشهرراواجد شرائط وزمینه مساعد نمی‏یافتند ، برخی باانتخاب زندگی مخفی ازشهرهجرت کردند وبعضی نیزبدون حرکت جمعی و چشمگیر در شهر ماندند.
همزمان با اوج گیری تظاهرات واعتصابات سراسری دراواخردوران رژیم شاه ، بازهم فعالیت نیروی مذهبی شهرتشدید شد و این ازثمرات سابق این نیروها بود حرکت های انقلابی به صورت فعالیت های فرهنگی (نمایشگاه کتاب و……….) ونیزتظاهراتی که غالبا رنگ خشونت می‏گرفت بعضا به شکست شیشه های بانک ها وامثالهم می‏انجامید وهمچنین بصورت تحصن وپخش اعلامیه و…… انجام می شد.
این تحرکات که تنها بوسیله نیروهای مذهبی شهر، متاثرازحرکت کلی انقلاب اسلامی دردیگرشهرها ، صورت می‏گرفت ،توانست اقشارمختلف دانش آموزی وغیره رابخوبی جذب کند ورشد گسترش مداوم حرکت راباعث شود .
دراین دوران ، گرچه مرکزیت تجمع نیروهای انقلابی ، عمدتا مسجد امام صادق ( مسجد شیخ شبیرخاقانی ) بود گرچه خود شیخ شبیرنسبت به سایر روحانیون ـ شهردرامرمبارزه بیشترشرکت داشت ولی همان بینش واعتقادات سابق الذکرکه با خصلت رهبری طلبی مستقل ازامام وبرخی ضعف های بینشی وخصلتی توام میگردید . همچنان وجودداشت ومانع قوت وتعمیق هرچه بیشترجریان انقلاب می‏شد . امری که آثارش بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ، در مسائل ودرگیریهای شهری ، آثارسوءخود را نشان داد ( درمبحث بعد به آن پرداخته خواهد شد ) .

نکته مهمی که قابل توجه است اینکه دردوران اوج گیری مبارزه علیه رژیم شاه که منجربه پیروزی انقلاب اسلامی می‏گردید . حرکت های مردمی وانقلابی درخرمشهر یکسره مذهبی بود وحرکت قومی سابق الذکر، که دربرابرحرکت عظیم شهرکاملامحو وخاموش بود . بخصوص اینکه عراق تحلیل وچشم اندازروشنی ازادامه کارنداشت .

بهرحال ،هرچند بطورانفعالی ، درجلسات کنسولگری عراق درخرمشهردرباره پیروزی حاصل ازجنبش جدید ونیز میزان اهمیت آنچه درایران می‏گذرد ونوع برخورد باآن بحث می‏شد . این رژیم درمجموع منتظر ومترصد بود تادرزمان مناسب ازتزلزل رژیم شاه درجهت اهداف درازمدت خود دربارة خوزستان ، استفاده کند ، اما دربعد تبلیغاتی سیاسی منشی زیررابرگزید .
ـ زمینه سازی تبلیغاتی برای تضعیف نوافق الجزایر
ـ اعلام عدم مداخله دراوضاع داخلی ایران

(در این قسمت اجمالی از ماوقع ذکر خواهد شد )و نیز آنگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد روی کار آمدن صدام حسین و حذف حسن البکر ، با ایجاد تغییراتی در سیاست های کلی عراق در زمینه مناسبات جهانی این کشور مقارن بوده است . نزدیکی به غرب و ستیزه جویی روبه افزایش علیه انقلاب اسلامی تا حد در گیری نظامی را می توان بعنوان دو مشخصه مهم و اصلی تشکیل دهنده سیاست عراق ذکر کرد که سرانجام به آغاز جنگی وسیع از سوی این رژیم انجامید.
در قسمت گذشته ضرورتا" کلیاتی از روابط و برخودرهای ایران و عراق در فاصله زمانی بر کناری البکر تا شروع جنگ سراسری ، مقدم بر دنباله حوادث خرمشهر ، ذکر
شد . زیرا حوادث و وقایع خرمشهر در طی این دوره هنگامی به درستی مفهوم خواهد بود که هنگام بررسی در چهارچوب وسیعتری از روابط ایران و عراق قرار داده شود.
بهر صورت اهم مسائل خرمشهر طی مقطع یاد شده ، در قسمت حاضر از این سلسله مقالات دنبال شده است .

خرمشهر و جنگ انفجارات
حاکمیت عراق پس از بر کناری البکر ، همچنان اعمال توطئه گرانه خود در خوزستان را دنبال کرد که البته روش ها و اهداف نسبت به دوره قبل متفاوت است در گذشته در تاکتیک های عراق نوعی زمینه سازی ایجاد و گسترش نفوذ سیاسی اجتماعی خود اما تحت عنوان خلق عرب ، تعقیب می شد و جدا کردن خوزستان از ایران ، از اینراه دنبال می گردید . اما در این دوره اقدامات عراق شامل تحرکاتی می شد که در صورت موفقیت کامل نیز فقط با آغاز یک جنگ و در گیری نظامی گسترده میتوانست به نتیجه برسد و فی الواقع نوعی زمینه سازی برای جنگ بود. اقدامات عراق طی این مقطع ، در خوزستان را می توان در سه مقوله زیر خلاصه کرد .
1-شناسایی (درمرزهاو خطوط مقدم توسط دیده بانها و گشتی ها و نیز توسط عناصر وابسته در داخل )
2-تحرکات ممرزی (ساختن استحکامات ، نقل و انتقال و تجمع نیرو و حرکات ایذائی آزمایشی و تخریبی)
3-انفجار و خرابکاری در داخل (توسط گروهها و عناصر وابسته )
آنچه در حوصله بحث حاضر می گنجد موضوع سوم است که مورد بررسی قرار می گیرد.

انفجارات و ماهیت عوامل بمب گذار
قبل از آنکه در موردچگونگی انفجارات و میزان وسعت آن و نیز نوع اماکنی که در معرض آسیب قرار می گرفت توضیح داده شود ، تذکر این مسئله ضروری است که انفجارات ، عموما" ،بجز معدودی از آنها ، در اماکنی انجام می گرفت که بمب گذاری در آن کتری بسیار ساده بود . فی الواقع بمب گذاریها غالبا" ارزش عملیات چریکی که بمعنای قدرت نمائی و انجام یک کار حساب شده تشکیلاتی باشد را نداشت و هیچگونه بار تبلیغی و ترویجی مناسبی نمیتوانست همراه داشته باشد . بر عکس به دلیل آنکه بعضا" ، بنحو بسیار جنایتکارانه أی در اماکن عمومی انجام میگرفت . حتی برای آنانکه مختصر علائق قومیت عربی نیز با خود داشتند ، موجب تنفر و انزجار افکار عمومی ،باروش های فاشیستی و سر کوبگرانه همه سیاستهایش را پیش برده است ، در اینمورد نیز ،بدون کوچکترین توجه به تبعات اجتماعی آن ،در حد بسیار وسیعی روی این کار سرمایه گذاری کرده بود.
در این رابطه گروهها و عناصر منفرد . سازماندهی می شدندو با آموزش های لازم در عراق به داخل بازگشته و به عملیات بمب گذاری می پرداختند.عده أی از عوامل بمب گذار صرفا"بمنظور کسب پول وارد این ماجرا شدند.
عده أی نیز باقیمانده عناصری بودندکه در فاز قبلی فعالیت داشته و بعد از 25تیر 58متواری گشته و به عراق رفته بودند .عده أی نیز از ابتدا بهمین منظور توسط عراق در گروههای خرابکاری مختلف سازماندهی شده و در پشت سر و یا در پوشش سازمان های علنی سیاسی و فر هنگی خلق عرب قرار گرفته بودند و از همان ایام ، به تناسب موقعیت به فعالیت پرداختند . اما در همه عوامل بمب گذار خصلت های مشترکی از قبیل فساد اخلاق ، اشتهار به ارتکاب منکرات ، روحیه ماجرا جوئی و در عین حال مزدوری ، سطح درک سیاسی اجتماعی نازل و استعداد آلت دست شدن و فریب خوردن توسط کادرهای اصلی و غالبا" بعثی سر دمداران اصلی ماجرا ، وجود داشت .
بعضی از عناصر بمب گذار افراد فقیر و بدبختی بودند که با مبلغ ناچیزی حاضر
به ارتکاب این کار می شدند. اینهاکه از نظر فهم سیاسی و اجتماعی نیز در فقر شدید بسر می بردند ، با تحلیلهائی ازاین قبیل که بمب گذاری باعث فرار عجم ها می شودو همه خوزستان بدست ما می افتد به اینگونه اقدامات کشیده می شدند. طبیعتا" عده أی از اینها در مواجهه با شدت عمل ، حتی با مشاهده دستگیریها به سادگی با مواد منفجره یا سلاحی که در اختیارشان قرار داده شده بود ، خود را تسلیم می کردند. عدم انگیزه عمیق و قابل قبول ، از مشخصه های بسیاری از این عوامل است . گزارش های متعددی وجود دارد که نشان می دهد ، عامل یک بمب گذاری و انفجار ، شب حادثه به مشروب خواری پرداخته و از اینراه سعی کرده است در خود مقدمات و زمینه های آمادگی انجام این عمل را ایجاد بکند .
می توان گفت که یکی از بزرگترین ناکامی های عراق در خوزستان ، عدم موفقیت این رژیم در جذب نیروهای کیفی و قابل اتکا و کار آمد ، از میان اعراب خوزستان بود و از اینرو با وجود همه سرمایه گذاریها ، به جز معدودی عنصر صرفا" مزدور و جاسوس در تشکل های قومی وابسته به عراق نیروی قابل توجهی باقی نماند . در واقع ، رژیم عراق ، بدلیل ماهیت خود و نیز مطامع و اهداف ارتجاعی وتجاوز کارانه اش ، چیزی بیش از این نیز نمیتوانست انتظار داشته باشد .
در یک گزارش تحقیقی درباره گروههای قومی وابسته به عراق که آنزمان مورد استفاده سپاه منطقه قرار گرفت ، نتایج حاصله در مورد سطح نازل سوادو تحصیلات اندک عناصر وابسته به گروههای مزبور ، توضیحی است در زمینه مورد بحث . متن این گزارش چنین آمده است :
"گروههای خلق عرب که علیه جمهوری اسلامی سازماندهی شده اند ، با وجود اینکه از نظر شبکه تشکیلاتی ضد انقلابی در منطقه خوزستان نسبتا" قومی هستند ولی بدلیل خط مشی مزدورانه ، تاکنون نتوانسته اند جوانان تحصیل کرده و با سواد عرب را جذب کنند و بهمین دلیل ضربات مهلکی را تاکنون تحمل کرده اند .

رهبران این گروههای ضدانقلابی که خود را پیشتاز ملت محروم عرب میدانند از مرتجع ترین و عقب افتاده ترین اقشار و افراد هستند . آنها عموما" یاساواکی بوده اند یا شیخ (پاورقی1) و شیخ زاده هستند در حالیکه دو کلمه ساواکی و شیخ از منفورترین کلمات نزد اعراب (نسبتا" آگاه )خوزستان می باشد."
همانطور که گفته شد انگیزه مادی ، از قویترین انگیزه های عناصر ضد انقلاب مرتبط با عراق بوده است و رژیم عراق از این مسئله در استفاده از بینوایان و تهی دستان عرب حداکثر استفاده را می برد . این مسئله در اعترافات عناصر دستگیر شده و نیز نقل قول های افراد محلی ، مشهود بود . درباره چگونگی استفاده عراق از فقر مالی و فرهنگی موجود در منطقه ، در گزارش ستاد لشگر 92زرهی اهواز (رکن 2)به فرماندهی نیروی زمینی ارتش و استانداری خوزستان چنین آمده است :
"کمک های بیش از حد دولت عراق در مورد مایحتاج و وسائل زندگی توام با تبلیغات گسترده بنام خلق عرب در مناطق نوار مرزی ، باعث شده که (بعضی )عشایر محتاج ، با عوامل اطلاعاتی عراقی در مورد انفجارات و جمع آوری اطلاعات صمیمانه همکاری کنند . "
در گزارش 27/1/59ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی به وزارت خارجه در این باره چنین آمده است : "از طرف وزارت کشور عراق برای اقراد جبهه آزادیبخش خوزستان حقوق ماهانه در نظر گرفته شده است و به کسانی که ماموریتهای محوله را در جهت خرابکاری در خوزستان بنحو احسن انجام دهند علاوه بر حقوق ، مبلغی هم به عنوان پاداش پر داخت خواهد شد . "

گزارش دیگری حاکیست که در یک مقطع مورد نیاز عراق ، برای هر انفجار 50هزار تومان پرداخت می شده است علیرغم آنچه ذکر شد، عموم عشایر عرب خوزستان وفاداری و وابستگی خود به انقلاب اسلامی را در هر شرائطی حفظ کردند . و این مسئله از منزوی و مطرود بودن عناصر ضد انقلاب ، حتی در میان قبیله و عشیره خود به شکل همکاریهای متعدد عشایر با نیروهای انقلابی در شناسایی و سرکوب عوامل وابسته به عراق و اعلام وفاداری های علنی آنان بصورت راهپیمائی و غیره ، مشهود بود. بخشی ار یک گزارش راجع به همکاریهای مردمی که ذیلا" درج میشود ،نمونه خوبی است از وضعیت عناصر مرتبط با عراق در همان محل زندگی خویش : "شب هنگام ،گونی دوش عبود ، توجه زن همسایه را جلب میکندو وی تهدید می کند به سپاه خواهد گفت که گونی بر دوش و اسلحه در دست داشته است . عبود دیگر به منزل نمی رود."
رژیم عراق با وجود سرمایه گذاری فراوان در این راه ، هیچگاه موفق نشد در جهت جدا کردن اینان از جمهوری اسلامی ، دستاورد با اهمیتی کسب کند .
در مورد عناصریکه در تشکیلات ضد انقلابی سازماندهی شده توسط عراق به کار گرفته می شدند ، نگاهی به وضعیت آنان بعد از آغاز جنگ و بهنگام اشغال مناطقی از خوزستان ، می تواند ماهیت و انگیزه های آنانرا بهتر نشان بدهد ، از اینرو ذکری از این مقطع در اینجا ضروری است .

گزارش های واصله منابع محلی نشان می داد که با شروع جنگ ، عناصر یاد شده زیر نظر نظامیان اشغالگر عراقی قرار گرفته اند و به صورتهای زیر از آنان استفاده می شود: راهنما برای ارتش عراق - مترجم بیسیم - رزمنده در گردان های چریکی تشکیل شده - فعالیت جاسوسی و بردن اطلاعات نظامی برای عراق - بردن روزنامه ها و مجلات فارسی برای عراق - انجام انفجارات (موارد اخیر توسط عناصر شناخته نشده که قادر به تردد در مناطق غیر اشغالی بودند ، انجام می شد.)

موارد فوق تنها فعالیت های گزارش شده اینان نیست . گزارش منبع محلی دیگری حاکیست : "حسین داماد سعید …..و فرزندش ناجی که قبلا" در سازمان سیاسی خلق عرب فعالیت داشتند در خرمشهر اشغال شده با عراقیها همکاری دارند و به اتفاق دیگران ،خانه های مردم را غارت میکنند."

در گزارش دیگری آمده است : " عباس علی پور معروف به مزان که با عراقیها همکاری می کند در گفتگو با فردی که می خواست ویرا به مناطق اشغالی ببرد ، برای ترغیب وی به رفتن ، گفته است : در خرمشهر جنس فراوان داریم و تمام مغازه های خرمشهر در اختیار ماست . عراقیها به ما مشروب ، می دهند . سید هادی مزاری پور آنجاست و ….."(30/10/59)

نحوه برخورد با اسرا نیز از موارد قابل ذکر در بیان ماهیت و اعمال این عناصر است بعنوان نمونه به یکی از گزارشهای رسیده به سپاه خرمشهر در مورخه 23/10/60اشاره می شود . این گزارش حاکیست که عده أی از ضد انقلابیون پیوسته به عراق ، باتفاق عناصری چون سید هادی مزاری پور ، عبدالحسین عراقی (از ضد انقلابیون مشهور و متواری جزیره مینو)، صدام زویدات (پسر شیخ حامد زویدات است (پاورقی2)) و شیخ ضیا خاقانی که آموزش و توجیه و رهبری ضد انقلابیون مناطق اشغالی جذب شده به ازدوی عراق را به عهده دارند ، در موارد زیر مورد استفاده عراق قرار میگیرند.
-شناسایی اسرا
-اقدام برای جذب اسرای عرب زبان در جهت پیوستن آنها به ستون پنجم و ضد انقلاب .
-تخلیه اطلاعاتی ، شکنجه و حتی تیر باران خود سرانه اسرا.

میزان کینه توزی و جنایات اینان در برخورد با اسرا از دشمنان بعثی نیز بعضا" فراتر می رفت و حتی اعمالی چون بریدن سر اسرائی که در حین یک نقل و انتقال در صدد فرار بر آمده بودند نیز ، جز مشاهدات یک منبع ذکر شده است .
اختلافات ناشی از بروز هر چه بیشتر فسادهای خصلتی در بین رهبران ضد انقلابیون نیز از مواردی است که قابل ذکر می باشد . در این زمینه می توان به بخشی از گزارش اطلاعات و تحقیقات سپاه خرمشهر مورخه 19/2/60اشاره کرد : "علیرغم آنکه عراق سعی کرده است که سه سازمان سیاسی اعراب ضد انقلاب ، یک جبهه متحد ایجاد کند ، مدتی است بر سر رهبری یکی از سه سازمان "المنطقه السیاسیه شعب العربی فی عربستان "(سارمان سیاسی خلق عرب عربستان )بین طرفداران سید هادی مزاری پور و مکی فیصلی اختلافات شدیدی بروز کرده است . مخالفین سید هادی همه جا می گویند ، سید هادی فرد کثیفی است و صرفا" بدنبال ریاست کردن است و هر کس ( از عناصر داخلی ) با وی کار نکند دوستانش او را به دولت ایران معرفی می کنند ، این اختلافات در نقاطی به خلع سلاح و درگیریهائی منجر شده است که نهایتا" عراق عده أی از دوطرف را خلع سلاح کرده است ."

در شرایطی که گزارش دیگر از در گیریهای مشابهی حکایت می کند: "از چندی قبل بین هادی مزاری پور و عبدالحسین عراقی اختلاف شدیدی بروز کرده و هر یک دیگری را عامل کشته شدن دو تن از عوامل داخلی بدست پاسداران می دانند. اختلافات تا آنجا بالا گرفته است که استخبارات عراق برای پایان دادن به آن دخالت کرده است .(12/4/60)

رقابت این رهبران بر سر ریاست در واقع رقابت بر سر کسب مزایائی چون اتومبیل شخصی ، منزل بصره و ….بوده است که هر کدام دیگری را به طمه کاری بیشتر متهم می کردند . این گونه افشاگری منحصر به رهبران نبوده است بلکه در مواردی باعث اعتراض عناصر عادی ضد انقلاب نیز شده است در این زمینه به بک گزارش از اطلاعات سپاه خرمشهر مورخه 3/4/60می توان اشاره کرد: "اخیرا"45نفر از عناصر ضد انقلابی که در منطقه اشغالی خرمشهر فعالانه با عراقی ها همکاری می کنند ، دسته جمعی شکایتی تنظیم کرده و به دفتر ریاست جمهوری عراق داده و اعلام کرده اند که حاضر نیستند افرادی چون سید هادی مزاری پور و…..را بعنوان رهبران خود بپذیرند ."
دلائلی برای این عدم پذیرش ذکر شده که دو مورد زیر قابل توجه می باشد : "اینها تا بحال حقوق ماهانه مارا که 75دینار است گرفته و فقط 25دینار آنرا بما داده اند ، با ساختن اسناد جعلی کمک های نقدی دولت بعث به خانواده زندانیان و شهدا را به نفع خود بالا می کشند و در اختیار آنان نمی گذارند ."

آثار انفجارات و میزان وسعت آن در مقاطع مختلف
پس از وقایع تیر ماه 58، اولین موج وسیع انفجارات با شدت وحدت فراوانی ایجاد شد، بصورتیکه تا مدتی هر روز حداقل یک انفجار در سطح خرمشهر رخ می داد و گاهی 3الی 4انفجار در روز صورت می گرفت . این انفجارات وسیع از طرفی نوعی انتقام وقایع خرداد و تیر بود و عراق سعی می کرد ضربات سنگین وارد شده به گروههای ضد انقلابی را با جو رعب و وحشت عمومی ، ناشی از انفجارات جبران کند از طرف دیگر وارد کردن صدمات اقتصادی و نیز ضربات سیاسی و تبلیغاتی به جمهوری اسلامی مطرح بود . از نگاه عراق این احتمال متصور بود که جمهوری اسلامی تحت فشار ناشی از این ضربات ، در منطقه منفعل شود و به ضد انقلاب به نوعی امتیاز بدهد ، در اینصورت فعالیت سیاسی اجتماعی گروهها بار دیگر آغاز می شد و از موضعی بالاتر و با خواستهای ضد انقلابی صریحتری ،خط سابق ادامه می یافت . احتمال دیگر این بود که جمهوری اسلامی تسلیم این ضربات نشود و توسط نیروها به مقابله با این تحرکات برخیزد و سرکوب آنرا در پیش بگیرد در اینصورت عراق خط تعمیق دشمن " عرب و عجم " در منطقه را با شدتی بیشتر از گذشته ،دنبال میکرد و با کشاندن هرچه بیشتر عناصر هوادارخویش به درگیریهای حاد مسلحانه فضائی از خشونت و کینه توزی مفرط و راهی بدون بازگشت پیش روی مردم عرب زبان خوزستان باز می کرد . در نهایت این راه بعنوان تنها راه و تنها نقطه اتکا اعراب خوزستان تثبیت می گردید و در شکاف عمیق ایجاد شده بین مردم و نظام جمهوری اسلامی میتوانست مطامد عراق تعقیب و دنبال شود و به نتیجه برسد.

ایجاد و درگیری مسلحانه دائمی ، نتیجه دیگری نیز برای عراق می توانست داشته باشد و آن اینکه در تبلیغات جهانی چنین وانمود می گردید که عراق در منطقه با ارزش جنوب ایران پایگاه قدرتمندانه أی دارد و در صورت لزوم میتواند از آن استفاده کند . در واقع انفجارات در سرزمین هائی که در آن عراق مطامع تجاوز کارانه أی را مطرح و دنبال می کرد ، حداقل بمعنای نوعی اعلام حضور تلقی می گردید(1)واین مزیت سیاسی تلیغاتی قابل توجهی بود که عراق و پشتیبانان جهانی آن ، میتوانستند برای توجیه هرگونه تجاوز علیه انقلاب اسلامی ، از آن استفاده کنند و ضربات اقتصادی به جمهوری اسلامی نیز از دستاوردهای انفجارات برای عراق محسوب می گردید .انفجار لوله های نفت که بدلیل وسعت و پراکندگی در سطح منطقه ،به آسانی قابل انجام بود مدنظر قرار گرفت .در مورد خرمشهر نیز ، اگر عراق به ایجاد نوعی تعطیلی در فعالیت بندری شهر موفق می گردید از نظر اقتصادی حائز اهمیت بود از اینرو ، از جمله تلاشها، ایجاد انفجار در بندر و اسکله ها بود که حمل و نقل کالا را دچار اختلال و توقف کند.
اولین موج انفجار عراق در خوزستان ، با همه شدت و فشار آن در شروع ، به کسب دستاورد با اهمیتی برای عراق منجر نشد و با دستگیری و اعدام عناصر بمب گذار که به ارتباط خود با عراق و مزدوری برای این کشور اعتراف میکردند و بخصوص بدلیل وجود آمادگی عمومی در نظر مردم (اعم از فارس و عرب ) علیه ضد انقلاب (2)، بدون آنکه نتایج مورد نظر عراق را ببار بیاورد فروکش کرد . بنحویکه در شهریور ماه بجز موارد معدودی نظیر انفجار یک پل راه آهن واقع در کیلومتر 80اهواز خرمشهر ، بین ایستگاه حمید و حسینیه ، که صدماتی قابل ترمیم به آن وارد گزدید ، اقدام مهمی از سوی عناصر ضد انقلاب در این زمینه صورت نگرفت .

این وضعیت حاکی از آن بود که این حرکت عراق در عین اینکه با تدارک وسیعی شروع شده است ، ولی توان کافی برای تداوم نداشته و دستگیریها و نوع واکنش عمومی مردم آنرا به شکست کشانده است . اما طبیعی بود که این بمعنای پایان ماجرا نیست(3)،بخصوص آنکه تغییرات حاصله در رهبری عراق و قدرت بیشتر صدام در حاکمیت این کشور ، افزایش کینه ها و دشمنی رژیم بعثی با جمهوری اسلامی را نشان می داد و این می توانست بمعنای آن باشد که فروکش کردن این موج انفجارات که فی الواقع در زمان حاکمیت البکر پایه گذاری شده بود ، موقتی است و حاکمیت جدید در تدارک و سازماندهی ضد انقلاب تازه أی می باشد ، که چگونگی و میزان وسعتآنرا ، چارچوب سیاست ها و اهداف حاکمیت جدید تعیین می کند.

در عمل ، از اوائل مهرماه 58، فاز جدید انفجارات شروع شد که تا آخر سال 58بخصوص در سه ماه اول ،(نیمه دوم) از شدت بسیار و وسعت زیادی بر خوردار بود . این جریان در سال 59،تا شروع جنگ تحمیلی نیز،البته با دامنه أی محدودتر ، ادامه یافت .

فی الواقع ، صدام حسین ،با جنایت پیشگی خاص خویش ، از یک سال قبل از تحمیل جنگ 8ساله به ایران ، جنگ اعلام نشده و یکطرفه انفجارات را علیه انقلاب اسلامی آغاز و پیگیری کرده بود . جنگی که ناجوانمردانه ترین اعمال را در خود داشت و طی آن مردم خوزستان بویژه مردم خرمشهر ، قبل از اینکه در زیر بمب ها و موشکها و گلوله های توپ و خمپاره ارتش عراق قرار بگیرند ، در اثر انفجار بمب هائیکه اکثرا" در اماکن عمومی نظیر بازار و خیابان و کتابفروشی و ساندویچ فروشی و قطار مسافری و بندرگاه و امثال آن کار گذاشته می شد ، به خون خود می غلطیدند و یا داغدار عزیزانشان می شدند . در منطق بعثی ها همواره ارعاب و خشونت علیه مردمی که هوادار و دنباله رو خواستها و مطامع رژیم عراق نیستند نتیجه بخش تلقی می شود اما در اینجا ، جز افزایش نفرت مردم از صدام که با خرید فاسد ترین عناصر و با دست آنها در مجامع عمومی آتش و بمب می ریخت ،حاصلی ببار نمی آورد .

فهرستی از انفجارات و بمب گذاری ها که بر اساس اخبار گزارش شده توسط منابع مختلف تهیه شده است ذیلا" درج می گردد، که نشاندهنده چگونگی انفجارات ، نوع قربانیان ، میزان انفجارات در زمانهای مختلف ، نوع اماکن و مراکز هدف قرار داده شده و بطور کلی سیر یکساله انفجارات قبل از آغاز جنگ تحمیلی است . این فهرست هر چند نمیتواند کامل باشد و موارد دیگری از انفجارات وجود داشته است که تلاش شده است اخبار مربوطه از منابع و مآخذ متعدداستخراج و مقایسه و انتخاب شود و از انتخاب اخبار از کانالی واحد پرهیز گردد. برخی اخبار نیز بدلیل نیاز به توضیح بیشتر از چند منبع مختلف ذکر شده است ، فی المثل در ماجرای انفجار قطار مسافربری . در سایر موارد از میان چند منبع به ذکر خبر از یکی از آنان اکتفا شده است . این فهرست می توانست بر اساس اماکن مورد هدف ، بصورت موضوعی تنظیم شود تا مشخص گردد عملیات خرابکارانه بیشتر چه اهدافی را دنبال می کرده ، اما سیر زمانی محور قرار گرفته است تا اقدامات انجام شده بگونه أی کنار هم قرار بگیرد که میزان وسعت و چگونگی انفجارات در مقاطع زمانی مختلف مشخص بشود.

نکته آخر اینکه بررسی انفجارات و توجه به اماکن هدف قرار داده شده نشان می دهد رژیم عراق تنها در جذب و بکار گیری عناصر و عوامل بمب گذار محدودیت داشته است وگرنه از نظر سبعیت و بی توجهی به اصول اخلاقی و انسانی و عرف مبارزه ، امکانات و پشتیبانی سیاسی تبلیغاتی جهانی ، در ارتکاب جنایات نه تنها هیچگونه محدودیتی نداشته بلکه از آنها در حدی فراتر از توان بکارگیری نیز بر خوردار بوده است .

بهر صورت فهرست یادشده با سیر زمانی ، ازمهر 58 تا شهریور 59به قرار زیر است . (پاورقی3)
***
خبر گزاری پارس -رادیو لندن به زبان فارسی -8/7/58
"در ایالت نفت خیز خوزستان ،چریک ها یک مرکز مخابراتی را منفجر ساختند . انفجار ، برج دکل مرکز را سرنگون ساخت و به ساختمانهای مرکز آسیب رسانید و ارتباط تلفنی با شهرهای آبادان و خرمشهر را قطع نمود."
گزارش نگهبانی دکل ماکروویو به استانداری خوزستان :
"در ساعت 30دقیقه بامداد 8/7/58،با انفجار شدید احتمالا"تی ان تی ،دکل ماکروویو کیلومتر 40اهواز خرمشهر سقوط کرد . دکل های آنتن مکروویو از بین رفت . قسمتی از اطاق رله خراب شد . دستگاههای رله جابجا شده و احتمالا" قسمت هائی از آن آسیب دیده است ."
***
خبر گزاری پارس - رادیو مونت کارلو 8/7/58
"روز گذشته در بازار خرمشهر ، بندر بازرگانی اصلی در استان خوزستان ،یک بمب منفجر شد."
روزنامه بامداد -9/7/58-اهواز
"حدود ساعت 3بعد از ظهر دیروز دو بمب به فاصله زمانی 30دقیقه یکی در جاکولری کتابخانه و دیگری در محوطه چمن خارج از دانشگاه (اهواز )منفجر شد."
***
روزنامه کیهان -10/7/58
"پریشب بمبی در حوالی پشت ساختمان فرمانداری خرمشهر شد . فرماندار خرمشهر گفت که تنها به شیشه های ساختمان آسیب رسیده است ."
***
خبر گزاری پارس -اهواز - 11/7/58
"دیشب برای منفجر کردن قسمت پخش شرکت نفت در ناحیه "حزم کوشک"اهواز ، ماده منفجره أی پرتاب شده که به درخت اصابت کرد و در محوطه چمن منفجر شد و تلفات و خساراتی ببار نیاورد ."
***
تلفنگرام استانداری خورستان به وزارت کشور - 11/7/58
" در ساعت 10/4روز جاری در یک واگن مسافری قطار خرمشهر تهران در 25کیلومتری اهواز ،انفجاری روی داد که بر اثر آن سه واگن سوخته است . این حادثه تاکنون 8کشته و22زخمی داشته است . 12زخمی سرپائی معالجه و مرخص شده اند . "
روزنامه بامداد - 12/7/58
" دیروز در اثر انفجار در قطار خرمشهر تهران 7تن کشته و تعداد زیادی زخمی شدند . این قطار دارای 14واگن بود و انفجار در واگن یازدهم رخ داده است و دو واگن دیگر نیز منهدم شده اند . ظرفیت سه واگن 216نفر است که احتمال می رود تعداد قابل توجهی از این افراد جان خود را از دست داده باشند.(4)
***
روزنامه اطلاع

/ 0 نظر / 9 بازدید